اعتبار

اعتبار را به سختی بدست می آوریم. با برنامه ریزی و تلاش و تلاش.


ولی بی برنامه و بی تلاش از دست می دهیم.


چه زود معبرمان تنگ میشود.


چه زود بی رنگ میشود.


چه زود تلخ ...

از همبرگر بدتر







سوپ غذایی است که باید جا بیفتد. مثل خورشت. لعاب دار و جا افتاده اش مطبوع و لذیذ و خوشمزه است.

حبوبات، ورمیشل، گوشت و علف های معطر همگی باید به موقع - با دقت استفاده شود.
برای همین سوپ گرم را خیلی دوست دارم.
.
.
.
برای همین، <آسوپ آماده> یکی از بدترین غذایی هایی است که می توانم فکرش را در ذهنم مرور کنم. حتی از همبرگر بدتر.

END؟

حرف های گفتنی و نگفتنی ناتمام
چه زود خسته می شوم.

کیبورد خسته و سیه روی و کثیف
اینترش خراب - دیلیتش خراب - و همه دکمه ها اند را نشانه می روند.

نواحی اشک

در نواحی اشک هایت
مرا به میهمانی معصومیتت
مرا به میهمانی چشمه های شور
مرا به میهمانی گدازه های عشق
مرا به آن طرف به این طرف
به هر طرف که اشک ها روند ... ببر.

خواب دیده ام، باور کن.

این را خواب دیدم:
















بیدار شدم.
چیزی از خوابم یادم نیست.
خواب دیده ام.

آمپول پول

کاش برای مرضهای
کم پولی
قسط
قرض و وام


دارویی غیر از پول هم بود.

درد سینه

وقتی دردی درون سینه ات است
و میخواهی حفظش میکنی دردش به اندازه همان درد است.


ولی وقتی نمی توانی حفظش کنی
دردش دو برابر می شود.