می خواهم وبلاگم خصوصی برای خودم باشد و برای کسانی که تنها وتنها دوستم هستند. و زندگی شخصیم را به خطر نمی اندازند.
اینجا تعطیل شد.
اینجا صفحه ای است پر از نوشته هایی برای گفتن، خواندن و در پس هر نوشته اتفاقی هست، خاطره ای، فکری و حسی. روزانه هامان با همین ها شکل میگیرند.
وزیر امور خارجه اسرائیل، خانم تسیپی لیونی، دختر دوم لیونی لهستانی است که درسالهای اول اعلام موجودیت اسرائیل، جزو گروههای نظامی و ترور موساد بود. پدرش عضو موساد بود. خانم لیونی بعد از تحصیلات دبیرستان به خدمت سربازی میرود. چهار سال در موساد آموزش میبیند و کار میکند. اینکه در چه عملیاتهایی شرکت کرده و چه مقامی داشته، معلوم نیست ولی در این حد میتوان فهمید که او توانایی خود را از لحاظ فکری و فن بیان بهتر از فعالیتهای نظامی نشان داد، از اینرو راهی دانشگاه حقوق شد و وکالت گرفت. و از سال 99 با ورود به صحنه سیاست، با دولت شارون، به یکی از چهرههای مهم اسرائیل تبدیل شد.
تسیپی لیونی مسئول تیم مذاکره کننده با محمود عباس-رئیس دولت خودگردان فلسطین- بود. او سر میز مذاکره توانست در چند سال اخیر دولت خودگردان مخصوصا محمود عباس را با خواستههای اسرائیل همراه کند. او تئوری «زمین در مقابل صلح» که به واگذاری نوار غزه به فلسطینیها و دور کردن اسرائیل از منطقه خطر عملیاتهای استشهادی و موشکهای نیروهای مقاومت بود را ارائه کرد. و در این باره با توانایی بالای خود در چانهزنیهای سیاسی و گفتگو با طرفین توانست قرار امنیتی محکمی را با دولت خودگردان فلسطین و مصر امضا کند. همچنین در داخل اسرائیل نیز با تلاشهای فراوان توانست موافقت بسیاری از دولتمردان اسرائیل را برای خروج از نوار غزه به دست بیارود و همراه با دولت شارون، خروج از نوار غزه را عملیاتی کند.
چیزی که لیونی حسابش را نکرده بود، جنگ 2006 با حزب الله بود. جنگی که همهی برنامههای او را بهم ریخت و باعث شد طرحی که این روزها شاهد انجامش هستیم، دو سال به تعویق بیفتد. لیونی بعد از جنگ سی و سه روزه، در گزارش سالیانه خود، خواستار استعفای المرت شد. همین موضوع باعث ایجاد موجی از انتقادات برعلیه المرت شد و اینگونه او رئیس حزب کادیما گردید. حزب کادیما را شارون تاسیس کرد و الان رئیس حزب اول اسرائیل است.
تسیپی لیونی طرح حمله به غزه را ماههاس در برنامه کاری خود قرار داده و این روزها شاهد عملیاتی شدن این طرح مطالعه شده، برنامه ریزی شده و دقیق هستیم. می بینم که همه چیز برای حمله به غزه از قبل آماده بوده. شرایط زمانی و شرایط سیاسی جهان سنجیده شده است. حمله به غزه در روزهای اول سال جدید میلادی انجام شد، مردم جهان در حال شادی سال جدید میلادی هستند. این روزها خبرگزاریها خبرهای شاد فقط پخش میکنند. روز اول که نزدیک به 300 نفر کشته شدن خیلی از خبرگزاریها آن را پوشش ندادن. بعد که ادامه پیدا کرد، پوشش خبری هم انجام شد. که دیگر چند روز گذشته بود. هنوز هم پوشش خبری کامل نیست. روز اول هفته مسلمانان بود، و برای گردهمایی و جمع شدن مسلمانها وقفهی حداقل چند روزه را میشود پیش بینی کرد. از طرفی آخرین روزهای دولت آقای بوش در آمریکا است و تمام تلاشش برای حمایت از اسرائیل خواهد داشت. اتحادیه اروپا هم سکوت مرگباری را تجربه میکند، حسنی مبارک هماهنگ شده!! از اردن که نزدیکترین کشور به منطقه حادثه است هم خبری نیست!
حالا ما هستیم و تسیپی لیونی. خانمی با برنامههایش، افکارش و تواناییهایش. او میخواهد نخست وزیر اسرائیل هم بشود و طرح اسرائیل امن را در سر دارد. مردم اسرائیل او را «دختر درستکار» مینامند چون برای بودن و حفظ اسرائیل هر کاری میکند.