استقبل مستقبل استقبال

شب‌های چهارشنبه، وقت‌مان اختصاص دارد به دوستان. وقت‌مان اختصاص دارد به خودمان. خودمانی که از همدیگر جدا نیست. دور هم جمع می‌شویم و فارغ از کار و شلوغی‌های هفته‌گی، با هم صحبت می‌کنیم، شعر می‌خوانیم، کتاب نخوانده باشیم و یا حادثه‌ای باشد در موردش صحبت می‌کنیم. چهارشنبه شب‌ها کافه باران هستیم.
دیشب علی و حامد خواستند زودتر بروند کافه، یک ساعت زودتر رفتیم. جای آقایان، مهندس فخری، نجمی، فضل الله و احسان‌بخش سبز. حامد مغز علی را به کار گرفت، که چرا در وبلاگش مطلب غنی و مرجعی پیرامون مسائل لبنان و فلسطین نمی‌نویسد، علی هر چه توجیه کرد... آخر سر قبول کرد: «با ننوشتنش یکی از قاتلان غزه است.» یکی از اخلاق‌های خوب علی حس حق‌پرستیش است. وقتی حرف حق بگویی، قبول می‌کند. اگر اشتباه هم کرده باشد، راحت معذرت می‌خواهد. خدا توفیق بدهد، خودم هم یه تکانی بخورم، این اخلاق حسنه را بهتر و بیشتر یاد بگیرم.
امروز تولد علی مجاهد است، علی جان تولدت مبارک. به همه اطلاع می‌دهم به خدا علی مجاهد 21 ساله است نه 28 ساله.
قرار است، حامد یک دوره هم بیاید خدمت‌شان و پیرامون وبلاگ مظاهر انتقاداتی را داشته باشیم با آن‌ها، خوشحالانه و خوش‌بختانه باعث افتخار ماست. استقبالانه استقبال می‌کنیم.

۱ نظر:

  1. این تیتره درسته یا نه؟
    به مدرسه که می رفتم اینجوری بهمون می گفتند...استقبل یستقبل استقبال!
    (لطفا خصوصی بماند)

    پاسخحذف